تبليغاتX
نقد و نظر - دموكراسي چگونه كمك مي‌كند؟

نقد و نظر

آيا دموكراسي كه شيوه‌اي مشروعيت‌ساز و كارآمد براي اداره امور كشورها در دنياي پيچيده كنوني است، مي‌تواند به كار دولت‌هايي كه داراي مشكل مشروعيت و نارضايتي و ناكارآمدي در جوامع خود هستند، بيايد؟

كشورهايي كه گروهي اندك بر آنها حكمراني مي‌كنند، دموكراسي چگونه مي‌تواند به آنها كمك كند؟ آيا كمكي از دست دموكراسي و حكومت قانون و گردش آزاد قدرت بر مي‌آيد؟ آيا دموكراسي و آزادي بيان و آزادي مطبوعات و آزادي اجتماعات و راهپيمايي‌هاي مسالمت‌آميز و انتخابات آزاد، راهكاري براي برون رفت اين گونه دولت‌ها از بن بست مشروعيت و ناكارآمدي و نارضايتي نيست؟

آيا انگيزه مضاعف در قدرت ماندن، مانع اصلي بر سر راه برطرف كردن مشكلات در اين گونه رژيم‌ها نيست؟ توزيع قدرت و سهيم كردن منتقدان و مخالفان در قدرت مهم‌ترين مشكل است. البته مشكلي كه بر پايه تجربه بشري پاشنه آشيل است و همواره مي‌تواند سرانجام غيرقابل پيش بيني‌اي را براي آينده اين گونه كشورها رقم بزند.

مشكل در جاي ديگري خود را بيشتر نشان مي‌دهد. آن جا كه گويا ميل به جا به جايي در قدرت ديده مي‌شود و اين ميل به جا به جايي در قدرت گذرا و كوتاه مدت است، و در حد ميل هم باقي مي‌ماند. براي گذار از دوره فشار و يا اعتراض. بنابر اين، نشانه‌‌هايي ديده مي‌شود، اما نشانه‌هايي كه ناقص و فريبنده است.

اگر نشانه‌هايي از رويكردهاي دموكراتيك در اين گونه كشورها بروز مي‌كند، پس چرا زود بساط دموكراسي جمع مي‌شود؟ آيا مي‌توانند آزادي بيان و يا مطبوعات را و يا آزادي انتخابات را در مرحله‌اي اعلام كنند و منتقدان و مخالفان و موافقان يكي پس از ديگري حضور پيدا كنند و پس از اين كه چالشي براي گروه در قدرت بروز كرد، اين آزادي‌ها را هديه‌اي از جانب خود به جامعه بدانند و سپس به اشاره و به آشكار اعلام كنند كه امكان و ظرفيت استفاده از اين آزادي‌ها وجود ندارد، آن را محدود و سپس مي‌ستانيم. تجربه‌اي كه هم اكنون در كشورهايي كه در سر خط خبرهاي دنيا قرار دارد ديده مي‌شود. اين گونه رژيم‌ها از دموكراسي چه مي خواهند؟ دموكراسي چه نيازي از آنها برطرف مي‌كند و چه دردي از آنها را درمان؟

اشكال در همين نوع نگاه نادرست به دموكراسي و آزادي و حكومت قانون است. گروه اندك در قدرت در اين رژيم‌ها، به دنبال درمان درد خود يعني "چگونه در قدرت ماندن" هستند. حالا كه خيلي جاها شلوغ شده و سر و كله مردم پيدا شده و خونه برو هم نيستند و مدعي دولت‌ها شده‌اند، حكمراني بد به شيوه گذشته امكان‌پذير نيست، پر دردسر هم هست و بسيار پر هزينه. پرسشگران از قدرت و يا مدعيان قدرت ديگر نه در چرخه دروني قدرت كه در عرصه عمومي و جامعه هستند. جامعه‌اي كه هم آزادي بيان مي‌خواهد و هم آزادي سبك زندگي. هم حداقلي از رفاه اقتصادي مي‌خواهد و هم قانون‌گرايي مدني و منصفانه. هم آزادي مذهبي مي‌خواهد و هم پاسخ‌گو بودن قدرت و دولت و حكومت به روش عرفي. اين كه قدرت محدود و دوره‌اي داشته باشد، اين كه مسووليت اشتباه و ناكارآمدي خود و افراد و نهاد زير نظر خود را بپذيرد و برود.

واقعيت اين است كه دموكراسي درد اين‌گونه حكمرانان را درمان نمي‌كند. چون درمان را در دموكراسي شكلي و نمايشي جست‌وجو مي‌كنند. اين كه اينترنت باشد، مطبوعات باشد، انتخابات باشد، مجلس باشد، دولت باشد، دادگستري باشد، نهاد مدني باشد، اما او هم هست؛ و در همه اين نهادها نشاني پر رنگ از قدرت او هست.

اعلام مي‌كند كه همه نشانه‌هاي دموكراسي هست، و رد پايش را هم به عنوان آشتي با دموكراسي به جا مي‌گذارد و نشان مي‌دهد. اما، اين آشتي با خود و براي خود است نه با دموكراسي. گروه اندك در قدرت در رژيم‌هايي كه كوشش آنها تداوم همان سبك قدرت گذشته است، مي‌خواهند با مسكني كه دوز اندكي از دموكراسي ( نمايشي از دموكراسي) در آن هست تب اعتراض را در كشورهاي خود پايين نگه دارند و يا درمان كنند، اما آيا تاثيرگذار نبودن اين روش درمان آشكار نيست؟

* بخشي از اين مقاله در روزنامه روزگار (14/10/90) چاپ شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 0:36  توسط محمدحسن(سینا) علیپور  |