|
|
|
|
|
۱- مسائل مربوط به زنان همانند بسياري از موضوعات سياسي، اجتماعي و فرهنگي داراي حساسيتهاي مخصوص به خود است؛ حساسيتهايي كه به تناسب استقرار دموكراسي و مردمسالاري در كشورهاي مختلف متفاوت است. در ايران بخشي از اين حساسيتها ناشي از برداشتهاي متفاوت از دين در مورد مسائل زنان است، بخشي از اين حساسيتها ناشي از فرهنگ، آداب و سنن ايراني بوده كه ممكن است منشاء ديني يا تاريخي داشته باشد. بخشي از اين محدوديتها متاثر از مناسبات امروزي حكومتها و تعامل فرهنگهاي جوامع مختلف با هم ديگر است. بنابراين به تناسب اينكه هر روزنامه يا نشريهيي كه داراي جهتگيري خاصي باشد، در انعكاس مسائل مربوط به زنان از قبيل تبعيض جنسيتي، خشونت و ... اين حساسيتها را مورد توجه قرار ميدهند. 2- اختلاف نظر در مورد مسائل مربوط به زنان در بين فقها و نهادهاي مذهبي رسمي كه نگرشهاي متفاوت آنها را نسبت به اين موضوع نشان ميدهد، موجب شده كه گردانندگان و تحريريه روزنامهها و نشريات نسبت به انعكاس اخبار و نقد تبعيض جنسيتي و خشونت عليه زنان از خود محافظهكاري نشان دهند و بيش از حد جانب احتياط را رعايت كنند. اين احتياطها موجب ميشود گاهي انعكاس ديدگاههاي نوگرايان ديني هم در مطبوعات با محدوديت روبهرو شود. 3- بخشي از كمكاري مطبوعات در مورد مسائل مهم زنان به خصوص كه در جوامع توسعه نيافته داراي آسيبپذيري بالايي نيز هستند ناشي از خلاء قانوني در اين زمينه است. به همين دليل احساس مديران و سردبيران مطبوعات اين است كه پوشش كامل آسيبهاي اجتماعي زنان حمايت همهجانبه قانون از مطبوعات را به دنبال نخواهد داشت. واقعيت اين است كه قانونگذار چارچوب فعاليتهاي مطبوعات را آنقدر تنگ كرده و حساسيتهاي حوزه زنان را به گونهيي پررنگ مينمايد كه تحريريه روزنامهها به ناچار بايد ريسك بالايي را بپذيرند. بنابراين نميتوان انتظار داشت كه هر روزنامهنگار يا سردبير و مديرمسوولي در وضع خلاء قانوني و پايين بودن حمايتهاي قانون چنين ريسكي را بپذيرد. 4- يكي از دلايلي كه آسيبهاي اجتماعي زنان از جمله تبعيض، خشونت و... در برخي از مطبوعات به طور جدي پوشش داده نميشود، به ارتباط كم نهادها و انجمنهاي مدني فعال در حوزه زنان با مطبوعات بازميگردد. برخي از اين نهادهاي مدني هم كه مسائل مربوط به زنان را بيش از حد سياسي ميبينند يا نگاه آنها مبتني بر سياه و سفيد ديدن مسائل جامعه و از جمله زنان بوده ، ظرفيت مطبوعات فعلي را به منظور پوشش حداقل تحولات مثبت در اين زمينه برنميتابند. 5- به جهت اينكه مشكلات خشونت و تبعيض عليه زنان بدون اختيار دولت و به اقتضاي تحولات وارد عرصه عمومي شده و مطبوعات جامعه مدني به عنوان مهمترين كنشگران عرصه عمومي نميتوانند نسبت به اين پديده واكنشي در نقد يا مخالفت از خود بروز ندهند، بنابراين حداقلي از اين فعل و انفعالات در قالب اخبار حوادث، آسيبهاي روانشناختي، ناهنجاريهاي اجتماعي و خشونت در خانواده (به عنوان مهمترين نهاد مورد حمايت يك جامعه مذهبي) در صفحههاي روزنامهها و نشريات خود را نشان خواهد داد. اما نوع مواجهه مطبوعات با اين مشكلات كه هر روزه خود را بر سر شهروندان، جامعه و مقامات و نهادهاي رسمي آوار ميكند بااهميت است. اين آسيبهاي اجتماعي گاهي سوژه صفحههاي مطبوعاتي است كه در رده نشريات عامهپسند هستند، بنابراين مهمترين مساله اين نوع مطبوعات تيراژ و فروش بيشتر و در نتيجه برخورد سطحي و هيجاني خبرهاي مربوط به آسيبهاي اجتماعي و خانوادگي است تا خوانندگان بيشتري جذب شوند. اما انعكاس اينگونه مسائل در نشريات و روزنامههاي جدي، داراي مشكلات خاص خود است. ضمن اينكه تا حد ممكن بايد از هيجان و حبابهاي آن كم شود. به دليل موانعي كه كموبيش به آن اشاره شد، خيلي هم به عمق اين نوع تحولات و پديدههاي اجتماعي و خانوادگي مربوط به زنان نميتوان وارد شد. به ناچار در حركت بين سطح و عمق و به تناسب اينكه سياست يك روزنامه يا نشريه مستقل و منتقد چگونه است به ارزيابي آن ميپردازند. 6- به نظر نگارنده پوشش مسائل مربوط به زنان همانند بسياري از موضوعات سياسي و فرهنگي مهم ديگر كه به صورت رسمي و غيررسمي درباره آنها اعمال فشار ميشود يا حساسيت وجود دارد، به ظرافت و هوش خبرنگاران و گزارشگران مطبوعات مربوط ميشود. بنابراين در تنظيم خبر يا گزارش خبري، تحليلي يا تحقيقي خود ضمن اينكه نسبت به حساسيتها و خط قرمزها ميتوانند هوشيار باشند، اما با زبان و بيان خاص كه ممكن است قالب اشاره و استعاره داشته باشد يا ارائه نوعي كار تطبيقي و تحليلي و بيان موضوع از زاويه ديدي كه حتي مورد استقبال نهادهاي رسمي يا غيررسمي پرنفوذ باشد، طرح مساله ميكنند و خود، جامعه و نهادهاي سياسي، اجتماعي و مذهبي را در معرض پرسشهاي مهم و جدي در ارتباط با مسائل زنان قرار خواهند داد. 7- مطبوعات ميتوانند محدوديتها يا اعمال تبعيض و خشونت عليه زنان و راهكارهايي كه هم بتواند چارچوبهاي فرهنگي و مذهبي جامعه را از نظر دور ندارند و هم تا حدودي گرد از برداشتهاي راديكالي ، شخصي و سليقهيي از فرهنگ مذهبي بردارند، مورد توجه قرار دهند . تجربه اي كه به گونه اي منشاء رفرم ديني و سپس اجتماعي وسياسي و پايان حاكميت كليسا در غرب شد. به نظر ميرسد فراهم كردن فضايي در مطبوعات براي نوانديشان مذهبي در قالب پرسش و گفت و شنود پي در پي و واكاوي موضوعات مربوط به زنان خيلي بااهميت است. چون آنها داراي خاستگاه مذهبي هستند، مطبوعات هم از اين نظر در يك حاشيه امنيتي قرار خواهند گرفت و هم پيش درآمد طرح و گسترش بحثهاي مربوط به زنان دستاورد مهم ديگر آن خواهد بود. 8 – بهرغم اين، پوشش مسائل زنان بيشتر به دغدغه گردانندگان و تحريريه مطبوعات ارتباط نزديك پيدا ميكند. بنابراين داشتن گرايش فكري به هر قشري از اقشار جامعه براي يك خبرنگار يا روزنامهنگار ميتواند در انعكاس و پيگيري اخبار و تحولات آن قشر تاثيرگذار باشد. به همين دليل در برخي مطبوعات مسائل كارگري، در برخي ديگر مسائل دانشجويي، در برخي ديگر مسائل زنان و همينطور ساير موضوعات حضور پررنگتري دارند. به نظر ميرسد حضور خبرنگاران و نويسندگاني كه دغدغه پوشش مسائل زنان در اولويت كاري آنهاست به سهم خود تاثيرگذار خواهد بود. در چنين وضعي از حداقل روزنهها و امكانها براي پوشش مشكلات زنان در نشريات و روزنامهها استفاده خواهد شد. ضمن اينكه به مرور با آشنايي از ظرافت و شيوههاي خاص تهيه و تنظيم خبر و گزارشهاي مربوط به تبعيض عليه زنان يا نقض حقوق آنان در جامعه يا از سوي برخي نهادهاي رسمي، زمينه انتشار اينگونه مطالب بيشتر فراهم خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 21:51 توسط علیپور
|
|
||