|
|
|
|
|
دخالت و نفوذ نظاميان در سياست به تناسب اين كه تا چه اندازه دموكراسي در جامعه اي تثبيت گرديده و يا اين كه جامعه به صورت فردي اداره مي شود، متفاوت است .در برخي كشورها نظاميان به صورت مستقيم يعني از طريق كودتاـ ميليتاريسم نظامي ـ در سياست دخالت مي كنند و در برخي كشورها تاثيرگذاری آنان به صورت نفوذ غير مستقيم ـ ميليتاريسم غير نظامي ـ يعني غلبه فرهنگ نظامي بر جامعه و از طريق نفوذ بر سياستمداران و يا حمايت غير مستقيم از جريان هاي سياسي صورت مي پذيرد. دخالت نظاميان در سياست هم مي تواند هم به انگيزه كسب منافع اقتصادي و هم به منظور دخالت در تصميمات سياسي و در نتيجه حفظ برتري در پشت صحنه قدرت باشد. انگيزه هاي اعتقادي و مذهبي و دفاع از منافع ملي از جمله مواردي است كه به دخالت نظاميان در سياست در كشورهاي غير دموكراتيك منجر مي شود. ۱. درجريان انقلاب و پس از پيروزي آن نظاميان تاثير گذار بودند. نيروهاي ارتش به تدريج منفعل شده و در نهايت نيز اغلب سران ارتش با انقلاب اعلام همبستگي كردند. پس از پيروزي نيز ارتش انقلابي تحت عنوان سپاه پاسداران تاسيس شد كه هدف آن دفاع از دستآوردهاي انقلاب بيان شد. يك استدلال اين بود كه ارتشي كه از دل انقلاب و از نيروهاي انقلاب تشكيل شود، بهتر از آرمان هاي آن دفاع خواهد كرد و براي حكومت انقلابي نيز اطمينان بخش تر است. در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در باره وظايف سپاه پاسداران نيز آمده است: « سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه در نخستين روزهاي پيروزي اين انقلاب تشكيل شد، براي ادامه نقش خود در نگهباني از انقلاب و دست آوردهاي آن پا بر جا مي ماند. . . ». 2. آغاز جنگ عراق عليه ايران پس از دوره كوتاهي از پيروزي انقلاب 57 و طولاني شدن آن به مدت هشت سال، يكي از عواملي بود كه زمينه اجتماعي و رواني دخالت و نفوذ نظاميان و فرهنگ نظامي را در جامعه فراهم كرد. البته به دليل ساختار ايدئولوژيك قدرت از يك سو و نفوذ روحانيان در مراكز اصلي قدرت از ديگر سو ، ايجاد و گسترش اين دخالت تاثير گذار بود. همچنين مواضع رهبري در مورد مسايل سياسي كه هم فردي روحاني و داراي اختيارات مطلق بوده و هم فرماندهي كل نيروهاي مسلح را به عهده داشته، در اين زمينه با اهميت است. ۳. بسيج به عنوان يك نيروي شبه نظامي براي امكان شركت داوطلبانه مردم در جنگ تشكيل شد، اما پس از پايان جنگ در همه نهادها و سازمان ها و وزارتخانه ها و حتي دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي فعاليت آن تداوم پيدا كرد و گسترش يافت. فعاليت اين نهاد شبه نظامي به مرور به امور سياسي و دخالت در زندگي اجتماعي نيز كشيده شد و چون داراي سازمان نظامي بوده، مواضع سياسي مورد نظر از طرق سلسله مراتب نظامي به رده هاي پايين تر و به صورت بولتن هاي خبري ـ سياسي و برگزاري دوره ها و جلسات سياسي ـ عقيدتي انتقال مي يابد. ۴. همان طور كه اشاره شد وقوع انقلاب و جنگ هشت ساله در ترويج و غلبه فرهنگ نظامي تاثير گذار بود ، اما تهديد هاي سياسي و نظامي بین المللی سال هاي اخير نيز انگيزه اي براي تبليغ اين فرهنگ مي باشد. بنابر اين اگر چه جامعه خسته از جنگ هشت ساله به تدريج از فرهنگ نظامي فاصله گرفت و به زندگي عادي خود برگشت ، اما رسانه هاي دولتي، نهادهاي رسمي مذهبي و نهادهاي نظامي مورد اشاره كه اغلب داراي انگيزه هاي مذهبي، سياسي و . . . بوده اند به منظور حفظ و غلبه تفكر و فرهنگ نظامي تلاش كرده اند. 5. روند حاكم بر فضاي سياسي و عمومي جامعه به خصوص در دوره اي كه تلاش مي شد تا بر سياستمداران تاثيرگذاري شود، رضایت نظاميان مکتبی را جلب نکرد . بنابر اين، دخالت و جانبداري آنان در انتخابات مجلس هفتم و دوره نهم رياست جمهوري و حضور مستقيم آن ها در قدرت و در نتيجه امنیتی شدن و ميليتاريزه شدن نسبي فضاي جامعه كه به بهانه دست يابي به انرژي هسته اي هر روز به آن دامن زده مي شود، و حضور چهره های امنیتی و نظامی در مجلس و دولت و بسته شدن فضای نقد و نظارت در جامعه در اين راستا قابل ارزيابي است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 14:51 توسط علیپور
|
|
||